قصه هاي قرآني

داستان هایی از پیامبران

شعيب(ع)، خيلى تلاش كرد تا آنان را هدايت نمايد ولى اثرى نداشت. لذا دفع شرّ اين قوم را از خداوند

 درخواست نمود و خداوند نيز دعايش را مستجاب فرمود و صيحه آسمانى و زلزله را بر آن ها مسلّط كرد و

 چنان آن ها را نابود ساخت كه گويى هرگز از ساكنان آن ديار نبودند! خداى متعال، شعيب(ع) و كسانى را

 كه به او ايمان آورده بودند با رحمت خود نجات داد.

پيام هاى داستان‏

الف) خوى رفاه‏طلبى و زياده‏روى در مصرف اموال

اگر بشر به بيمارى «دنيابارگى» و «رفاه زدگى» دچار شود، به جاى روى آوردن به معنويات، به پرستش

 مظاهر مادّى فريبنده دنيا می ‏پردازد و به نوعى بدان دلبستگى پيدا می ‏كند و مسلّماً از شناخت حقّايق

 جهان هستى باز می ‏ماند. زيرا آن ها زندگى را با خوشگذرانى و اسراف تعريف می ‏كنند و همين خوى

 دنياطلبى و مادّى‏گرايى، مانع از پذيرش دعوت مردان الهى می ‏گردد.

ب) كم فروشى و خيانت در مال مردم

از جمله انحرافات قوم شعيب، انحراف اقتصادى و تقلّب در معاملات بود و اين پديده شوم و خطرناك، در واقع

 يكى از علل سقوط آن ها به شمار می ‏رود. قرآن كريم می ‏فرمايد: حقّ پيمانه را ادا كنيد (و كم فروشى

 نكنيد) و ديگران را به خسارت نيفكنيد و با ترازوى صحيح، وزن كنيد و حقّ مردم را كم نگذاريد و تلاش براى

 فساد در زمين نكنيد.(2)

ج) عبادت غيرخدا

قوم شعيب به شرك و بت‏پرستى سخت آلوده بودند و لذا در برابر شعيب(ع) به مبارزه برخاستند و در راه

 باطل خود سر سختى نشان می ‏دادند. روشن است كه دعوت شعيب(ع) بر پايه توحيد در عبادت بود و آنان

 را از پرستش غير خدا بر حذر می ‏داشت. لازم به ذكر است كه در ميان اقسام توحيد، تأكيد بيشتر قرآن، بر

 روى توحيد در عبادت است و هرگز اقسام ديگر توحيد، بسان اين قسم مورد بحث قرار نگرفته است و جهان

 ديروز و امروز، بيشتر به چنين شركى آلوده است. از اين جهت به گمان قوى می ‏توان گفت كه مقصود از «

 ألّا تُشرِكوا بِهِ شَيئاً» همان شرك در عبادت و دوگانه‏پرستى است كه دامن عرب جاهلى و كليه بت‏پرستان

 آن روز و امروز را گرفته است، نه شرك در ذات و يا شرك در افعال.



پي نوشت ها:

1) هود، 84 - 88.

2) شعراء، 181 - 183.


نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 12:51 توسط ترنج| |
طبقه بندی: داستان حضرت شعیب(ع) 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin